محمد مهدى ملايرى

55

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و بتدريج همان قسمتها جزء سرزمينهاى عربىزبان به‌شمار رفت . ولى زبان عربى به سوى شرق از اين فراتر نرفت . * * * البتّه اين بدان معنى نيست كه سير زبان عربى رو به شرق در همينجا متوقّف مانده ، بلكه زبان عربى هم همراه مهاجران عرب در تمام قلمرو ايران گسترش يافت ، ولى بيش از چند نسل طول نكشيد كه هم خود آنها در ملت ايران تحليل رفتند و هم زبانشان فارسى شد . و آنچه در ايران پايه گرفت زبان عربى اسلامى بود كه با گرايش اسلامى ايرانيان در اين سرزمين پايگاهى گسترده يافت . زيرا ايرانيان در جامعهء اسلامى در صف عالمان دين و محقّقان اصول و قواعد زبان عربى ، و همچنين در زمرهء اداره‌كنندگان ديوان خلافت و امور وابسته به آن درآمدند و زبان عربى را هم كه زبان رسمى دين و دولت بود در كنار زبان خود آموختند و تا مدّتها همچون زبان تأليف و كتابت در رشته‌هاى مختلف علمى و دينى و ديوانى به‌كار گرفتند . ولى با همهء اين احوال زبان عربى در ايران از حدّ زبان كتابت ، آن هم تنها براى اهل علم و قلم فراتر نرفت و هيچ‌گاه زبان محاوره و تكلّم نگرديد ، حتّى براى آنهائى هم كه به عربى مىنوشتند ولى به خانواده‌هاى فارسىزبان مىپيوستند و در اين سرزمين مىزيستند . به‌همين‌سبب كه علماى ايران زبان عربى را در نوشته‌ها و كتابهاى خود به‌كار گرفتند عمدهء مراكز علمى اسلامى هم ، در دورانى كه آن را دوران شكوفائى علم و انديشه در جهان اسلام شمرده‌اند ، در سرزمين ايران پاگرفتند و بارور شدند . و از همين مراكز بود كه اين زبان علمى اسلامى به جاهاى ديگر از اسلام هم راه يافت و در دوره‌هاى بعد در آن‌جاها هم مراكزى همانند اين‌جا به‌وجود آمد . درس عربى در قلمرو مطالعات مشترك فارسى - عربى بحث و بررسى دربارهء اين دوران از تاريخ زبان و فرهنگ عربى ازآن‌رو در قلمرو مطالعات مشترك فارسى - عربى قرار مىگيرد نه در محدودهء خاصّ ادبيّات عربى و معيارهاى شناخته شدهء آن‌كه ادبيّات عربى در اين دوران در واقع ادبيّات مشترك